
آمــدی تا که ببینـــی غم کنگــاور چیست ؟
حال ما سخت پریشان و از این بدتر نیست
نبـض این شهر زند روی شمار صد و بیست
وانکه تیمـــار کنـد این تن محزون را کیست
خنده بر لب ولی از خون جگر چشم تر است![]()
خنده ی تلــخ من از گریــه غـم انگیز تر است![]()
قطب گردشگــری منطقه در گرد وغم است
ملک ویران شده ای همچو خرابی بم است
تن شهرم به غـم و درد و عذاب و الم است![]()
هرچه گویم سخن از غربت این شهر کم است
باز تا قرن فلان مشکل ما پا برجاست
دور باطــل زدن وفعــل قدم رو درجاست
شهــــرم از پایـــه بهم ریختـــه و ویران است
خواجه در فکـر گل و بلبل این بستان است![]()
گویی اصلأ نه که این قسمتی از ایران است
باز، ایرانــــی و ایــران ،نکنــــد تهـــران است
از چه از اصل وطن باز به دور افتادیم
نکند باز روی .. نقطه ی کور افتادیم
قصــه ام غیر پریشـــانی ایـــن ملت نیست
قصه ای جز غم این مردم بی مکنت نیست
سخــن از رونـق اینتـرنت پــر سرعت نیست
بحث کــافی نت و کمبود مکـــان چت نیست
بحث خوابیدن طرحی است که اجرا نشده ![]()
بحث تعطیــل مکـانی است که بر پا نشده
چاره مشکل ما صف شکنی می خواهد
کت و شلــوار نه، برتن کفنی می خواهد
دست بــــالا زده بـر سر زدنی می خواهد
خون دل خوردن و دریـــا زدنی می خواهد
سخن اهسته بگوییم که بیرون باد است![]()
آنچــه البتــه بجایــی نرســد فریاد است.![]()



