تبليغاتX
""بر مدار خورشید"" - دل شبگرد و دروغ

""بر مدار خورشید""

تو خورشیدی مدار عشق باتوست...مرا بگذار تا سیاره باشم
دل شبگرد و دروغ

دل شبگرد

چه کسی دردِ مرا می فهمد

نفسِ سردِ مرا می فهمد

پشت پا خوردن وخنجر زدن از

یارِ نامردِ مرا می فهمد

قصه ی تهمت و تعقیب وگریز

غم پیگرد مرا می فهمد

از در خانه ی آن شیرین لب

کتک و طرد مرا می فهمد

بین این قوم به صف استاده

جبهه ی فرد مرا می فهمد

شب وتنهایی و صحرا و سکوت

دل شبگرد مرا می فهمد

دائم از تخته برون افتادن

بازیِ نرد مرا می فهمد

کو طبیبی که شفا می بخشد

چهره ی زرد مرا می فهمد

۳۱/۵/۸۶

=-=-=-=-

دروغ

عهد و وفا و بیعت و پیمانتان دروغ

شاهین ناموازی میزانتان دروغ

آغوش باز و گرمی دستانتان فریب

لبخندِ نفشِ چهره ی خندانتان دروغ

آری قسم به جان تو...من ..عاشقت..ولی

صدها قسم به جان من و جانتان دروغ

ای دوستان رندِ سخندان نکته سنج

ریزد ز چارچوبه ی دیوانتان دروغ

امروز را که خسته دلم چاره ای کنید

فردای فال قهوه و فنجانتان دروغ

گفتید عاشقید - ولی جور دیگری است

ابسالتان دروغ و سلامانتان دروغ

پایان ماجرا به کجا ختم می شود

وقتی نوشته بر خط پایانتان دروغ.

مرداد 86

+نوشته شده در جمعه 1386/06/23ساعت1 بعد از ظهرتوسط :علی اصغرکوهکن |