تبليغاتX
""بر مدار خورشید"" - جنازه ی گل

""بر مدار خورشید""

تو خورشیدی مدار عشق باتوست...مرا بگذار تا سیاره باشم
جنازه ی گل

لبخند از لبت رفت اندوه جا گرفت

آتش به خانه خیمه زد و مرگ پا گرفت

گل از هجوم وصدمه ی طوفان ملول شد

زهرا خمیده گشت و غم از ما صفا گرفت

تاراج شد فدک به فریب ونفاق و کین

داغی دگر خسی به دل مصطفی گرفت

رنگی پرید غنچه ای از شاخه چیده شد

ابری کبود چهره ی خیرالنسا گرفت

سیلاب کینه آینه را تازیانه زد

یاسی شکسته گشت و شقایق عزا گرفت

این دست کیست که پس از سالها فروغ

در خاک تیره جسم تو را در خفا گرفت

مولا تو زنده باشی و غم در دلت مباد

اما نه...با غمش دل حتی خدا گرفت

با خنده خواند"عجل وفاتی سریع" را

این آرزو روا شد و وای این دعا گرفت

ای کاش می شد از گل نرگس سوال کرد

کان باغبان جنازه ی گل را کجا گرفت؟

+نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت11 بعد از ظهرتوسط :علی اصغرکوهکن |